غزلغزل، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره

دختر گلم غزل

نه ماه گذشت

1393/9/27 11:36
نویسنده : مامانی غزل
421 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل نه ماهه مامان

دیروز بیست وشیش آذر ماه بود،آخرین ماه فصل پاییز و مهمتر از همه اتفاقات روز تولدت بود.روز تولد عزیزترین و زیباترین هدیه خداوند به من و بابایی.نه ماه عین برق و باد گذشت تو این مدت خوشیها و ناخوشیهای زیادی برامون پیش اومد.

اول ماه نهمت تونستی بایستی که تا همین روزا همیشه سعی میکردی دستت رو به یه بلندی برسونی و روی پاهات بایستی و همش باید حواسم بهت میبود که کله پا نشی البته دو سه باری از غفلتم استفاده کردی و بد جور نقش زمین شدی دلشکستهدلشکستهدلشکسته.آش دندونی پختم و جشن دندونی هم برات گرفتم الان یه دندون سفید داری که داره قد میکشهآرامآرامآرام.شیطون بلاتر هم شدی و یه عادت بد پیدا کردی که همش جیغ میزنی قهرقهرقهرکه باید از سرت بندازم.تو ماه بای بای کردن یاد گرفتی که تا میرسیم خونه بابایی اینا براشون بای بای میکنی و اونا هم ذوق میکننبای بایبای بایبای بای.تو این ماه مشهد رفتیم که خیلی هم خوش گذشت. از وقتی که از مشهد برگشتیم دیگه خیلی آروم میخوابی که جای شکر و خوشحالی داره بغل.تو این ماه یه کوچولو ماما ماما میگی که نمیشه بهش صدا کردن گفت ولی یادگرفتی وقتی یه چیز جدید میبینی با انگشت نشون میدی و میگی چشیهقه قههقه قههقه قهه.به تقلید از من که میگم این چیهقه قههقه قههقه قهه.پری روز هم ظرف عسل انداختی گندزدی به فرش که مجبور شدم همون روز بدم برای شستو شودلخورشاکیشاکی

چندتا عکس از این ماه هم که تو پستهای قبلی نذاشته بودم برات میزارم

یه روز که داشتم لباسهات عوض میکردمچشمکچشمکچشمک

یه روز سرد و پاییزیخندونکخندونکخندونک

این عکسهای دیشبه که ایستاده بودی و ازت گرفتم

اینجا داری کتاب نتهای مامانی رو تورق میکنیبوسبوسبوس

دوستت دارن مامانیمحبتمحبتمحبت

 

پسندها (2)

نظرات (1)

خاله نرجس
8 دی 93 21:20
قربون خاله خوشگل با نمک خودم بشم اگه پیشت بودم یه گاز گنده از صورتت میگرفتم؛شانس آوردی الهی بگردمت که بای بای میکنی خاله غزلم؛ اومدی مشهد برای خالت بای بای نکردی که!!! امیدوارم زودتر ببینمت
مامانی غزل
پاسخ
انشا الله